سيد جلال الدين آشتيانى
762
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
خود و ورود در قبر حقيقى ؛ يا اهل نعم اخروى است ؛ و يا اهل عذاب و نقم است . به همين جهت ، قبر حقيقى او معلول هيئات زشت و زيباى ناشى از اعمال او در دنياست ؛ و وجود او را احاطه نموده است . روضهاى از رياض جنت ، و يا حفرهاى از حفرات نيران و جهنم است . هر عملى كه در دنيا از خوب و بد از انسان سر بزند ، در روح و نفس ناطقه اثرى از خود باقى مىگذارد . بنا بر حركت جوهرى ، صور اعمال و نتايج افعال كه مجسم در باطن روح است ، داخل در وجود انسان مىشود ، و از عوارض غريبه بشمار نمىرود . عمل زشت اگر در جوهر نفس ، اثر تام از خود باقى بگذارد ، روح بعد از انصراف از ظاهر و رجوع به باطن ، بصميم ذات نتيجهء اعمال خود را شهود مىنمايد ، و از شهود اعمال ، انفعال تامى در باطن نفس ظهور پيدا مىكند ، و عذاب از باطن وجود انسانى ظاهر مىشود ؛ و از جميع جهات او را فرا مىگيرد ؛ و آتش حرمان در باطن وجود شعلهور مىگردد ؛ و ازآنجائىكه منشأ عذاب ، باطن وجود نفس است ، حركت در افراد انواع شقى در انواع عذاب ، حركت دورى است . لذا تخلص روح از چنين عذابى غير ممكن است . چون منشأ عذاب و علت ابتلاى باعمال به دو زشت ، صور موجود در باطن روح است ؛ قبر حقيقى كه هيئات موجود در مكمن نفس باشد ، حفرهاى از حفرات نيران است . به همين جهت ، اهل معرفت ، معذب ارواح اشقيا را معذب داخلى مىدانند . اين حكم در اهل اطاعت و ايمان هم جارى است . مبدا تنعم آنها داخل در وجود آنها است ، و امرى خارج از حد وجود آنها نمىباشد . و حركت آنها در انواع لذات ، چه جسمانى ، و چه روحانى حركت دورى است . لذا از بهشت موجود در كمون ذات خود خارج نمىشوند ، و نعمت آنها دائمى است ، و اسم حاكم بر وجود آنها بحسب ظهور انتهاء ندارد . اهل آخرت باعتبار انواع تنعم و عذاب تفاوت دارند . هم بهشت مراتبى دارد و هم دوزخ چون دار آخرت ، داراى مراتبى از وجود است هم عذاب جسمانى در اهل آخرت وجود دارد و هم عذاب روحانى . عذاب روحانى شديدتر از عذاب جسمانى است . نعم و مراتب جنان بحسب مراتب وجود نفس مختلف است .